نشریه شب نهم محرم الحرام هیات انصارالحسین (علیه اسلام) امامزاده شعیب سبزوار


نشریه شب نهم محرم مجموعه نشریه های محرم هیات انصار الحسین ، امامزاده شعیب سبزوار

نشریه شب نهم محرم
مجموعه نشریه های محرم
هیات انصار الحسین ، امامزاده شعیب سبزوار

نشریه شب نهم محرم مجموعه نشریه های محرم هیات انصار الحسین ، امامزاده شعیب سبزوار

نشریه شب نهم محرم
مجموعه نشریه های محرم
هیات انصار الحسین ، امامزاده شعیب سبزوار

 

حضرت عباس

۱۳عقده ایی های صفین آن جا جمع شده بودند . هر چند در کوفه عهد کردند که با دو تن در نخواهند افتاد ، عباس بن علی و علی بن الحسین (علی اکبر ). اما او این بار هم همه را در حسرت پیکار خویش وانهاد. آخر این همه راه را آمده بود تا حرف امامش روی زمین نمانده باشد ، عباس هم هستی ، باش ! این جا همه کاره ولی خداست ! او که بغض در گلو مانده خویش را نگاه داشت تا در علقمه سر وا کرد ، در عین مجاهدت عالم بود و بصیر! بغضی که ترکید نه از برای دست های نداشته و چشم های دریده و فرق تا زیر ابرو شکافته و حتی مشک به خیمه نرسیده بود ، بلکه برای این بود که مهمانی آمده بود او توان از جای برخواستنش را هم از دست داده بود ، نه دستی برای احترام و نه نایی برای سلام! زمین که مشکی نبود ، چادری مشکی که خاکی هم بود حالا زیر سر پس ام البنین ، مادرانه جای گرفته بود وآن بغض یک باره در فضای دشت به یک جمله منتشر شد: برادر مرا دریاب !

بین الطلوعین

در مجالس بهترين وقت در ايام عاشورا صبح است بين الطلوعین،مرحوم علامه طهرانی رحمه الله هميشه مي‌فرمودند: آن فيضي كه در بين الطلوعین به عزاداران اهل بيت يا حتي به مجالس شادي و مجالس مواليد اهل بيت، مي‌رسد در ساير اوقات نيست؛ كمتر است. و ما مقصودمان این است که ادراكِ در مجلس بيشتر باشد و چون بين الطلوعین بهترين اوقات است؛ اقتضای شرکت در مجالس این است که در بين الطلوعین باشد. در بعد از ظهر و در شب هم اشكال ندارد، ولی اين را رفقا بدانند آن تاثيري كه جلسات در بين‌الطلوعين دارد آن تاثير در اوقات ديگر كمتر است نمي‌گوييم نيست و نمي‌گويم كه در ساعات ديگر مثل شب یا عصر جلسه نباشد، نه، اشكال ندارد، جلسه باشد هيچ اشكالي ندارد و خب كساني ممكن است نتوانند صبح بروند شب يا عصري يك جلسه پيدا مي‌كنند مثلا تكيه‌اي در آ‌نجا هست احساس خلوصي مي‌كنند بالاخره اسم سيدالشهداء است، مي‌روند. ولي مرحوم آقا مي‌فرمودند قدر جلسات صبح و بين‌الطلوعين را بدانيد آن تأثير در جلسه بين‌الطلوعين تاثيرش بسيار بسيار بالاتر است و خصوصا اينكه انسان متوجه بشود، رزقي را كه ملائكه در آن روز براي انسان رزق معنوي مي‌نويسند در بين الطلوعين است.

مجلس با اخلاص

سيدالشهداء در مجالس عزايش حضور دارد، البته نه در آنجايي كه فقط شعبده‌بازيي و تظاهر است، نه! آنجا نه ‌تنها پايش را نمي‌گذارد بلكه بیزار است از آن مسائل! آن مجلسي كه روي اخلاص باشد، آن مجلسی که براي سيدالشهداء برپا بشود نه براي ريا و تظاهر! در مجلس ريا و تظاهر سيدالشهداء و حضرت ابوالفضل پايشان را نمي‌گذارند! ما باید اول اخلاصمان را درست كنيم، صفاي خودمان را درست كنيم، خودمان را با اين وضعيت بسنجيم، با اين موقعيت بسنجيم، آن وقت حضور امام را در مجلس احساس خواهیم کرد

ضیافت بلا

ترجمه ی فارسی «ثارالله» به معنی خون خداست؛ «ابن ثاره» نیز یعنی پسر خون خدا. اضافه شدن «ثار» به «الله» احتمالات متعددی دارد. یکی از احتمالات، که برخی از محققین در معنی «ثار» نقل کرده و آن را ترجیح داده اند، «خون به ناحق ریخته شده» است. در زبان عرب، خون به ولیّ دم نسبت داده می شود و می گویند: «این خونِ فلان کس است»؛ یعنی خون خواه و اختیاردار آن خون، فلان شخص است. «ثارالله» یعنی ولیّ دم و خون خواه و جبران کننده ی این خون، خود خداست. خدای متعال از طریق امام زمان (عج) انتقام خون حضرت را می گیرد و هدف تاریخی ای که سید الشهدا(ع) دنبال می فرمودند، یعنی «لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ» در زمین ظاهر می شود؛ ولایت الهیه و عبودیت در سراسر زمین حاکم می گردد و امامان یکی پس از دیگری رجعت می کنند.مقصود از «وَ ابْنَ ثَارِهِ»نیز امیرالمؤمنین(ع) هستند. ایشان نیز خونِ ریخته شده ای است که خون خواه آن خداست. البته لطایفی در این جمله وجود دارد که بعضی از آن ها جنبه ی ذوقی دارند؛ لکن گشودن باب ذوقیات در تحلیل کلمات معصومین(ع) صحیح نیست.

 

نابینا و علیل بودن

عده ای از بزرگان که در کربلا حاضر نشدند به خاطر مشکلاتی از جنس معلولیت و کم بینایی و امثال آن بود. اما این بهانه ها و توجیه ها هم قابل قبول نیست، چون کسانی در سپاه امام حسین (علیه السلام) بودند که معلول بودند. مسلم بن کثیر اعرج، لنگ و از یادگاران جنگ صفین بود، ولی به کربلا آمد و شهید شد. در زیارت ناحیه مقدسه بر وی چنین درود فرستاده می شود : سلام بر اسلم بن کثیر ازدی اعرج ایشان چون در جنگ جمل از ناحیه پا آسیب دید و فلج شد، “اعرج” لقب گرفت. عبدالله بن عفیف ازدی نابینا بود و از یادگاران جنگ صفین. او نیز کربلایی شد و به قافله شهدا پیوست. با وجود این دو شهید بزرگوار دیگر توجیه نابینایی و معلول بودن از ارزش می افتد. کربلا راه هرگونه توجیه را بست! چشم و پایت را از دست دادی ولی دیگر اعضای بدنت که می تواند نثار عزیز فاطمه شود… توان رزم هم که نداشته باشی، باز پیکرت، آبرویت، حضورت، آن هم با آن سوابق روشن انقلابی، دل گرمی اصحاب خواهد شد و لااقل سیاهی لشگر محبوب خواهی شد.

جهاد کبیر

این به‌معنای قطع رابطه‌ی با دنیا نیست؛ بعضی‌ها برای اینکه این سیاست الهی را بکوبند، بدروغ میگویند «انقلابیّون میگویند با دنیا قطع رابطه کنید»؛ نه، ما قائل به قطع رابطه‌ی با دنیا نیستیم، قائل به حصار کشیدن دُور کشور هم نیستیم؛ رفت‌وآمد بکنند، رابطه داشته باشند، مبادله بکنند، دادوستد بکنند، امّا هویّت و شخصیّت اصلی خودشان را از یاد نبرند؛ این حرف ما است: وَ اَنتُمُ الاَعلَونَ اِن کُنتُم مُؤمِنین؛(۱۳) مثل نماینده‌ی نظام اسلامی حرکت بکنند، مثل نماینده‌ی نظام اسلامی سخن بگویند. با همه، با هرجا که مصلحت کشور اقتضا میکند، قرارداد ببندید، امّا مثل نماینده‌ی ایران اسلامی و نماینده‌ی اسلام پشت میز قرارداد بنشینید. همه هوشمندانه حرکت کنند؛ این جهاد هوشمندی لازم دارد، این جهاد اخلاص لازم دارد. این جهاد مثل جهاد نظامی نیست که کسانی در آنجا بدرخشند و چه شهیدشان، چه زنده‌شان و چه جانبازشان مثل قهرمان نشان داده بشوند -که ماها افتخار میکنیم به این شهدا و این جانبازان و ایثارگران- این جهاد جهادی است که ممکن است کسی خیلی هم زحمت بکشد، امّا چهره‌ی او را هیچ‌کس نشناسد؛ اخلاص لازم دارد این جهاد.

علامه طهرانی

بزرگمردی که به حق هوای خود را تابع امر پرودگارش قرار داده و قوایش را در راه رضای حضرت حق بذل نموده و با عبودیت و ذلت و خاکساری در درگاه او از هر چه غیر اوست دست شسته و با فناء تام از همه شوائب وجود در حرم امن و امان الهی فی مقعد صدق عند ملیک مقتدر استقرار یافت.از امتیازات آن بزرگوار این بود که علاوه بر طی مراحل سلوک و وصول به اقصا مراتب قرب و بندگی، در جهات ظاهریه نیز جامعیتی داشتند که کمتر در اولیاء الهی به چشم می‌خورد.دارای ذهنی وقاد و شعله‌ور و حافظه‌ای قوی و استعدادی عالی در مسائل علمی بودند که از دوران نوجوانی همواره موجب تحسین و شگفت اساتیدشان بود و در کنار این استعداد خدادادی همتی بسیار بلند داشتند که در هیچ امری وارد نمی‌شدند مگر آنکه آن را به احسن وجه به پایان می‌رساندند.شجاعتی مثال زدنی در استقامت در برابر ظلم و قیام برای تشکیل حکومت اسلام داشتند و از جوانی و از دوره بازگشت به نجف فعالیتهای سیاسی خود را آغاز نموده و در سال ۱۳۷۷ هجری قمری (پنج سال قبل از جرقه‌های اولیه نهضت انقلاب در محرم ۱۳۸۳ مصادف با خرداد ۱۳۴۲) برنامه پیچیدة ترور شاه خائن را طراحی نموده و سپهبد قرنی را برای این‌کار انتخاب کردند و پس از آن نیز بارها تا پای جان در مسیر تحقق حکومت اسلام تلاش نمودند و از هیچ کمکی در همراهی با رهبر فقید انقلاب دریغ ننمودند که گوشه‌هائی از آن را در آثار قیم خود بیان فرموده‌اند. ادامه دارد…

 


نظر بدهید