نشریه شب پنجم محرم الحرام هیات انصارالحسین (علیه اسلام) امامزاده شعیب سبزوار


نشریه شب پنجم محرم مجموعه نشریه های محرم هیات انصار الحسین ، امامزاده شعیب سبزوار

نشریه شب پنجم محرم
مجموعه نشریه های محرم
هیات انصار الحسین ، امامزاده شعیب سبزوار

نشریه شب پنجم محرم مجموعه نشریه های محرم هیات انصار الحسین ، امامزاده شعیب سبزوار

نشریه شب پنجم محرم
مجموعه نشریه های محرم
هیات انصار الحسین ، امامزاده شعیب سبزوار

عبدالله بن حسن

دستش را محکم گرفته بود توی دستش شنیده بود :خواهرم!او بسیار به من بسیار علاقه مند است مبادا غافل شوی و او را مراقبت نکنی یا…گرد و خاک که زیاد شد بلند قدتر ها می دیدند سجده های شمشیر ها و رکوع نیزه ها را در مقابل یک قبله!اما او هر چه پرید روی انگشتان پایش هم که ایستاد چیزی معلوم نبود یا باد چادر خاکی عمه اش را روی صورتش می انداخت و تازه غیر از ان هم از بین انگشتان خشک عمه که سعی می کرد چشمان کوچک او را بگیرد هم چیزی معلوم نبود .یک لحظه کافی بود تا دستش را بکشد و به جایی بدود که واضح تر همه چیز را بتوان دید.او جایش را یافته بود محلی که پاتوق همیشگی او بود سینه عمو از بس به این موضع عشق می ورزید هیچ رقیبی را بر نمی تافت! اما این بار او و دستان به پوست اویزان شده اش از پس رقیبی تیز و محکم و با شدت چون تیغ و شمشیر بر نیامدند . عبدالله حالا خودش گوشه ای از روضه مقتل شده بود!

بیخواص

مردم می خواستند به جهاد بروند ، او بالای منبر رفت و مردم را به جهاد تحریض کرد .در فضیلت جهاد و فداکاری سخنها گفت . برای اینکه پیاده هم بروند مبالغی هم درباره ی فضیلت جهادِ پیاده گفت. عده ای گفتند : ببینیم آیا در عمل هم مثل قولش هست یا نه ؟ بعد تصمیم می گیریم که پیاده برویم یا سواره. وقتی ابوموسی از قصرش خارج شد ، اشیای قیمتی که با خود داشت ، سوار بر چهل استر با خودش خارج کرد و به طرف میدان جهاد رفت! آن روز بانک نبود و حکومت ها هم اعتباری نداشت . یک وقت دیدید که در وسط میدان جنگ از خلیفه خبر رسید که شما از حکومت بصره عزل شده اید . این همه اشیای قیمتی را که دیگر نمی تواند بیاید و از داخل قصر بردارد؛ راهش نمی دهند. آنهایی که پیاده شده بودند ، آمدند و زمام اسب جناب ابوموسی را گرفتند : ما را هم سوار همین زیادیها کن!! ماپیاده می رویم ، ما را هم سوار کن . همانگونه که به ما گفتی پیاده راه بیفتید خودت هم قدری پیاده شو و پیاده راه برو . تازیانه اش را کشید و به سر و صورت آنها زد و گفت بروید ، بیخودی حرف می زنید . ابوموسی یکی از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و یکی از خواص و بزرگان است ؛ این وضع اوست !
یکی از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و یکی از خواص و بزرگان از شرکت کنندگان در فتوحات مسلمانان در زمان خلیفه دوم حاکم بصره در زمان خلیفه دوم حاکم کوفه در زمان خلیفه سوم امیرالمومنین علیه السلام تشویق مردم به شرکت نکردن در جنگ جمل و سرباز زدن از فرمان امیرالمومنین علیه السلام

ضیافت بلا

اگر کسی به بلای اولیای خدا مبتلا شود، به مقامی می رسد که مانند «سعید بن عبدالله» در روز عاشورا به امام حسین(ع) عرض می کند: «آقا! حلقه ی محاصره تنگ شده است و من تحمل دیدن محاصره ی شما را ندارم؛ اجازه دهید بروم و شهید شوم.» او کسی است که هنگام نماز حضرت، سپر به دست می گیرد تا سیدالشهدا(ع) نماز بخوانند. می سوزد و به بلای ولیّ خدا مبتلا می شود؛ می سوزد و می تواند شفاعت و ضیافت را در متن بلای معصوم(ع) بفهمد؛ در غیر این صورت، اصلاً نمی توان ضیافتی را مشاهده کرد. بعضی نمی توانند کیفیت سلوک ولیّ خدا را درک کنند، بنابراین به حادثه ی عاشورا، هم چون سایر جنگ های تاریخ نگاه می کنند این عده نمی توانند بفهمند که ماجرای سیدالشهدا(ع) میثاقی است که خداوند عهد آن را در عالم ذر گرفته و امام حسین(ع) هم پای آن میثاق ایستاده است. اگر انسان به بلای معصومین(ع) مبتلا شود و جانش در بلای آن ها بسوزد و مصداق «لَقَدْ عَظُمَ مُصَابِی بِکَ» و «لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِیَّهُ وَ جَلَّتِ الْمُصِیبَهُ بِکَ عَلَیْنَا» گردد، آن گاه از شفاعت ایشان برخوردار می شود و روزنه ای از ضیافت بلای معصوم برای او باز می شود و در نهایت به نقطه ای می رسد که می فهمد همه ی این شفاعت ها توسط امام حسین(ع) صورت می گیرد.

اینجا کربلا امروز عاشورا

معرکه شام میدان عجیبی است. بقول امام خامنه‌ای: «بحران سوریه الان مقابله جبهه کفر و استکبار و ارهاب با تمام قوا، در برابر جبهه مقاومت و اسلام حقیقی است.» در واقع جنگ بین حق و باطل و این خاکریز نباید فرو بریزد؛ نباید. خط مقدم نبرد بین حق (جبهه مقاومت) و باطل در شام است؛ تمام دنیا جمع شده‌اند؛ تمام استکبار، کفار، صهیونیست‌ها، مدعیان اسلام آمریکایی، وهابیون آدمکش بی‌شرف، همه و همه جبهه واحدی تشکیل داده‌اند و هدفشان شکست اسلام حقیقی و عاشورایی، رهبری ایران و هدفشان شکست نهضت زمینه‌سازان ظهور است و بس.جبهه جدیدی که از تفکر اسلام آمریکایی، صهیونیسم و ارهاب از کشورهای مختلف از جمله افغانستان، پاکستان، آمریکا، اروپا، یمن، ترکیه، عربستان، قطر، آذربایجان، امارات، کویت، لیبی، فلسطین، مصر، اردن و… به نام جهاد فی سبیل الله تشکیل شده است، هدف نهایی‌اش فقط و فقط جلوگیری از نهضت زمینه‌سازان ظهور و در نهایت مقابله با تحقق وعده الهی ظهور می‌باشد، کما اینکه این اتفاق را الان به وفور می‌توان مشاهده کرد و من دیده‌ام.مسئولیت سنگینی بر دوشمان گذاشته شده است و اگر نتوانیم از پسش برآییم، شرمنده و خجل باید به حضور خداوند و نبی‌اش و ولی‌اش برسیم چرا که مقصریم.کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا و بقول سید مرتضی آوینی این یعنی اینکه همه ما شب انتخابی خواهیم داشت که به صف عاشورائیان بپیوندیم و یا از معرکه جهاد بگریزیم و در خون ولی خدا شریک باشیم. ان شاء الله در پناه حق و تا (تحقق) وعده الهی و یاری دولت ایشان خواهیم جنگید.

شهید دامرودی

اینک که به یاری خداوند و پیرو لبیک به رهـبر عزیزمان قسمت شد که در مسیر الهی گام بردارم و به عنوان مــدافع حــرم بـیبـی حضــرت زینــب (سلام الله علیها) قدم بردارم خوشحالم و به خود می بالم،هدف ما جلب رضایت خداوند، اولیا و انبیاء الهی است زیرا در این دنیا افراد و ملت هایی هستند که حرف حساب را به خوبی نمی فهمند و باید جور دیگری برخورد کنیم،  ان شاء الله که مورد شفاعت بی بی حضرت زینب (سلام الله علیها) قرار بگیریم. 

همسر عزیزم ؛ سلام:امیدوارم زمانی که این نامه را می خوانی از دست من راضی باشی و به خاطر تمام سختی ها و اذیت هایی که در این چند سال برایت رقم زدم بنده حقیر را بخشیده باشی، نمی دانم با چه زبانی از تو، خوبی هایت، صبر و تحملت درکنار من و… تشکر کنم،توصیه میکنم که همیشه به یاد من باشی و مرا فراموش نکنی، از دختر خوبمان مواظبت کنی و زیر چادر خودت پرورش دهی تا راه خودت را ادامه دهد.همیشه با نماز و قرآن و توسل به ائمه اطهار و حضرت ابوالفضل; و حضرت زینبB برای سلامتی خودت، دختر عزیزمان و بنده حقیر دعا کن که میدانم دعای تو همیشه مستجاب می شود .

شهید مدرس

در واقع شهید بزرگ ما، مرحوم مدرّس، ـ که القاب برای او کوتاه و کوچک است ـ ستاره درخشانی بود بر تارک کشوری که از ظلم وجور رضاشاهی تاریک می نمود و تا کسی آن زمان را درک نکرده باشد، ارزش این شخصیت عالی مقام را نمی تواند درک کند. ملت ما مرهون خدمات و فداکاری های اوست و اینک که با سربلندی از بین ما رفته، بر ماست که ابعاد روحی و بینش سیاسی اعتقادی او را هرچه بهتر بشناسیم و بشناسانیم». «یکی از اشتباهات زمان رضاشاه این بود که مردم، یا آنهایی که باید مردم را آگاه کنند، پشتیبانی از مدرّس نکردند. مدرّس تنها مرد بزرگی بود که با او مقابله کرد و ایستاد و مخالفت کرد. و در آن وقت جناح هایی می توانستند پشت سرِ مدرّس را بگیرند و پشتیبانی کنند، و اگر پشتیبانی کرده بودند، مدرّس مردی بود که به منطق قوی و اطلاعات خوب و شجاعت موصوف بود و ممکن بود در همان وقت شرّ این خانواده کنده بشود و نشد.

 


نظر بدهید