نشریه شب سوم محرم الحرام هیات انصارالحسین (علیه اسلام)


3_2 3_1

رقیه خاتون

عده ای را به خودش مشغول کرده است.سرتا پا ریحانه است و پا تا سر دردانه! گوئیا حسین را ،او زینت دیگری است.همه ی این خانواده یک شناسنامه دارند؛فاطمه ، و او المثنی جلوه تمام فاطمیّت است. تمام انگشتانش را هم جمع کند تازه می شود یکی از انگشت های عمو را بگیرد. اندازه صورتش وقتی مشخص می شود، که امیر حرم، همه صورتش رادریک دوم دستش لمس می کند. خلخال هایش را هم تازه خریده است ، گوشواره هایش را هم ، مدینه که بودند ، بابا حسینش برایش هدیه آورده بود. همه اش ۳ تا زمستان دیده بود و سه تا بهار، پائیز آن سال ،او از علی کوچک ، ۲ سال و ۶ ماه بیشتر پدرش را دیده بود. شاید اگر آن زمان که زیور ها را از دست و پا و گوشها در می آوردند و پنهان می کردند ، او خواب نبود الان دندان های شیری اش سر جایش بود و مجبور نبود ، برای گفتن “بابا” ، طوری حرف بزند ، که زخم هایش سر باز نکنند!

بی خواص

سعد بن ابی وقاص حاکم کوفه شد . او از بیت المال قرض کرد . در آن وقت بیت المال دست حاکم نبود . یک نفر را برای حکومت و اداره ی مردم می گذاشتند ، یک نفر را هم رئیس دارایی می گذاشتند که او مستقیم به خود خلیفه جواب می داد . رئیس بیت المال عبدالله بن مسعود که از صحابه ی خیلی بزرگ و عالی مقام محسوب می شد . او از بیت المال مقداری قرض کرد – حالا چند هزار دینار نمی دانم – بعد هم ادا نکرد و نداد . عبدالله بن مسعود آمد مطالبه کرد . گفت پول بیت المال را بده . سعد بن ابی وقاص گفت ندارم . بینشان حرف شد . بنا کردند با هم جار و جنجال کردن . جناب هاشم بن عتبة بن ابی وقاص که از صحابه امیرالمونین جلو آمد و گفت بد است ، شما هر دو از اصحاب پیامبرید . جنجال نکنید بروید قضیه را به گونهای حل کنید . عبدالله بن مسعود که دید نشد ، بیرون آمد و رفت عده ای از مردم را دید و گفت بروید این اموال را از داخل خانه اش بیرون بکشید، به سعد خبر دادند ، او هم یک عدهای را فرستاد و گفت بروید و نگذارید . به خاطر اینکه سعد بن ابی وقاص قرض خودش به بیت المال را نمی داد ، جنجال بزرگی به وجود آمد . حالا سعد بن ابی وقاص از اصحاب شوراست ، در شورای شش نفره یکی از آنهاست . بعد از چند سال کارش به اینجا رسید . ابن اثیر می گوید : این اول حادثه ای بود که در آن بین مردم کوفه اختلاف شد . به خاطر اینکه یکی از خواص در دنیا طلبی این طور پیش رفته است و از خود بی اختیاری نشان می دهد .

بیوگرافی: از صحابه بزرگ پیامبر اکرم از مجاهدین بدر و جنگهای صدر اسلام از سرداران قادسیه و نهاوند در فتوحات دوران خلیفه دوماز ناقلان حدیث در فضیلت امیرالمومنین علیه السلام عضو شورای شش نفره تعیین خلیفه پس از مرگ خلیفه دوم از معدود صحابه ای که از ابتدا با امیرالمومنین علیه السلام بیعت نکرد قصرها و کاخ های متعددی در کوفه و نقاط مختلف بنا کرد

ضیافت بلا

اگرچه عاشورا «ضیافت» است، اما «ضیافت بلا» است؛ شرط ورود به چنین ضیافتی، گریه است؛ حتی گریه ای تا سر حدّ مرگ. مراحل سلوک با بلای معصوم(ع) از مدخلِ «پیوند عاطفی و روحی» و «گریه» آغاز می شود؛ لذا هنگامی که به حزن و گریه ی دائمی امام سجاد(ع) اعتراض می کنند، حضرت می فرمایند:«یعقوب(ع) در حالی که فقط یک فرزندش غایب شده بود، سال ها گریه کرد؛ من که در یک روز با چشم خود دیدم، پدر و بسیاری از اهل بیتم را ذبح کردند، چگونه گریه نکنم؟»گریه ی زین العابدین(ع)،گریه بر پدر نیست؛ گریه ی ایشان گریه ی بر ولیّ خداست که برای ایشان سلوک می آورد.یعقوب(ع) به اصرار از یوسف(ع) خواست که سرگذشت خود را تعریف کنند؛ یوسف(ع) تعریف کردند: برادرانم مرا کنار سر چاهی بردند و گفتند: «لباس هایت را در بیاور.» آن ها را قسم دادم که مرا به چاه بیندازید، اما عریانم نکنید. یکی از برادرانم کارد کشید و گفت: «اگر لباس هایت را بیرون نیاوری، تو را می کشم.» بعد مرا عریان کردند و به چاه انداختند. در این حال حضرت یعقوب(ع) بیهوش شدند؛ وقتی به هوش آمدند، گفتند: «ادامه بده». حضرت یوسف(ع) فرمودند: «مرا معاف بدارید؛ مابقی گفتنی نیست». در طول داستان ۳ بار حضرت یعقوب از هوش رفتند. کدام یک از ما وقتی سخن از عریان نمودن امام حسین(ع) به میان می آید، بیهوش می شویم؟ مصیبت حضرت یوسف(ع) با مصیبت امام حسین(ع) قابل مقایسه نیست.

 

 

توجیه المسائل

عده ای در کربلا حاضر نشدند و بهانه شان این بود که اگر در کربلا بیاییم، کشته می شویم، در حالی که در این شرایط، اسلام به افرادی مثل ما نیاز دارد. ما باید باشیم تا بتوانیم آیات و احادیث را زنده نگه داریم. باید ترویج علم کنیم و … مگر اسلام امام حسین (علیه السلام) با اسلام شما فرق می کرد؟؟!! اسلام حسین برای اینکه زنده بماند نیاز به جهاد داشت، نیاز به فداکاری داشت، نیاز به خون داشت. . . بعضی وقت ها اثر خون خیلی بیشتر از اثر علم است. پس این توجیه درست نیست که به بهانه تحصیل علم و یا تدریس علم، جبهه جهاد علیه باطل را خالی کرد. امام حسین رفت تا به خدا برسد، رفت تا جانش را نثار کند. اسلام به امام نیاز داشت، ولی به خون او نیاز داشت … کسی که آرزوی شهید شدن و جان بازی در راه ما و سعادت ابدی را دارد، با ما رفیق شود که با خواست خدا فردا روانه خواهیم شد : من کان فینا باذلا مهجته و موطنا علی لقاء الله نفسه فلیرحل معنا فانی راحل مصبحا ان شاءالله

وظایف شیعه

شيعیان بايد در ايام محرّم و صفر خود را عزادار نشان بدهند، در همۀ منازل بايد وضعيت منزل را به نحوي دربياوريم كه مسئله محرّم مشخص بشود، ،و باید آثار عزاء و آثار مصيبت اهل بيت مشخص باشد، در منزل شعائر سيدالشهداء را بايد به پا بداريم . زدن سياهي‌ها و پرچم سياه و كتيبه‌هاي سياه، بايد باشد تا نشان بدهد كه شيعۀ اميرالمؤمنين در اين ايام وضعيتش فرق مي‌كند نمي‌گوييم تمام منزل را سياه‌پوش كنيد، كه بچه‌ها بترسند، که آن هم غلط است هر چيزي حدي دارد ولي به این مقدار كه نشان بدهد كه این مساله و موقعیت فرق مي‌كند و حال و هواي منزل هم تغيير خواهد كرد و سعي بشود كه از اشعار و اذكار و نوشته‌ها و بیانات خود سيدالشهداء باشد از رنگارنگی و رنگ‌آميزي و… پرهیز کنید، ، يك كتيبه‌هایي هم اخيرا درآمده كه اصلا هيچ تناسبي با مصيبت و اينها ندارد هزارجور رنگ است، نه! اينها هم چندان لطفي ندارد و بلكه اصلا شاید خودش يك رادعی ‌باشد و ذهن را متوجه خود كند، نه! خيلي ساده و خيلي تميز و مرتب باشد بايد از اول محرم كه مي‌شود تا آخر صفر ديگر آجیل و شيريني در منزل وجود نداشته باشد، اگر مهمان مي‌آيد فقط ميوه بياورند و اينها را براي بعد از ماه صفر قرار بدهند اگر هديه‌اي مي‌خواهيد ببريد اشكال ندارد، به ديدن رفيق مي‌خواهيد برويد هديه ببريد چه اشكال دارد ولی گز و شيريني و ساير اين چيزها بردن صحيح نيست. نوشته: علامه طهرانی

شیخ محمد جواد انصاری

شیخ محمد جواد انصاری همدانی رضوان الله علیه، فرزند مرحوم حجت الاسلام ملا فتحعلی همدانی که نیز از بزرگان علمای عصر خود بوده اند، در سنه ۱۳۲۰هق چشم به جهان گشود. ایشان به جهت تکمیل فقه و اصول و نیل به به درجه اجتهاد، در حدود ۳۰ سالگی رهسپار دیار مقدس قم گردید ایشان بر درس مرجع وقت حضرت آیت الله العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری رحمه الله علیه حاضر می شد و بهره ها می برد تا در این رشته تخصصی نیز به مقام عالی نائل آمد و در فقهیه صاحب فتوی گردید، به طوری که بعضی از ساکنین همدان از آن مرحوم تقلید نموده انددر همين ايّام بود كه نسيم نفحات قدسيّه الهي بر دلش وزيد و بارقه جذبات عالم علوي بر قلبش رسيد و به مصداق كلام مولي الموحّدين أميرالمؤمنين عليه السّلام: حَتّي دَقَّ جَليلُه و لَطُف غَليظُه وَ بَرقَ لَهُ لامِعٌ كَثِيرُ البَرق [نهج البلاغة، ج ۲، ص ۲۰۴٫] يكباره شراشر وجودش دگرگون شد و جذبه عالم قدس تار و پود وجود او را بر باد داده، با نور الهي به دنبال گمشده خود براي رسيدن به حرم امن و امان، اضطراب و تشويشي بس هائل در او پديد آمد!

 


نظر بدهید