نشریه شب اول محرم الحرام هیات انصارالحسین (علیه اسلام)


نشریه های شماره ۱ تا ۴ هیات انصارالحسین علیه اسلام

1_1 1_2

 

متن ها :

ملت گریه سیاسی
انقلاب کرديم که شعائر اسلام را زنده کنيم، نه انقلاب کرديم که شعائر اسلام را بميرانيم. زنده نگهداشتن عاشورا يک مسئله بسيار مهم سياسى عبادىاست. عزادارى کردن براى شهيدى که همه چيز را در راه اسلام داد، يک مسئله سياسى است؛ يک مسئله اى است که در پيشبرد انقلاب اثر بسزا دارد. ما از اين اجتماعات استفاده مىکنيم. ما از آن«اللهَّ اکبر »ها، ملت ما از آن «اللهَّ اکبر »ها استفاده کرد. آن «اللهَّ اکبر »ها را بايد حفظ بکنيم. اين مظاهر و شعائر و امورى که در اسلام در آن سفارش شده بايد فکر کنيد که اينها يک مسئله سطحى نبوده است که مىخواستند جمع بشوند و گريه کنند،خير. ما ملت گريه سياسى هستيم. ما ملتى هستيم که با همين اشکها سيل جريان مىدهيم و خرد مىکنيم سدهايى را که در مقابل اسلام ايستاده است.

عاشورا انقلاب مستمر
فروردين ماه ۱۳۴۳ وقتي امام خميني رحمه‌الله پس از تحمل زندان آزاد شد، در پيامي به اظهار تأسف از تسلط اسرائيل و عواملش بر شئون مملكت و تمجيد از مبارزه‌ي حماسي در عاشوراي ۱۳۴۲ پرداخت و فرمودند: «اشخاص متدين را، به جرم آنكه در عاشورا دسته راه انداخته‌اند و شعار ضداسرائيل با خود داشته‌اند، به حبس و زجر و شكنجه كشيدند و اكنون هم در حبس به سر مى‌برند، با آنكه با كمال آرامش حركت مى‌كردند…» پيام امام امت اشاره داشت به برنامه‌هاي محرم سال ۱۳۴۲ شمسي كه طي آن انبوه بي‌شمار شركت‌كنندگان در راهپيمايي روز عاشورا به تظاهرات عليه انقلاب سفيد پرداختند. امام اعلاميه‌هاي مؤثري در مقدمه‌سازي براي برنامه‌ي محرم صادر كردند كه مهمترين آن‌ها پنج روز قبل از شروع محرم يعني در ۲۸ ارديبهشت‌ماه بود؛ شهيد شيخ فضل‌الله محلاتي در خاطراتش نقل مي‌كند كه امام وي را مأمور نمود تا سران هيئت‌هاي عزاداري تهران را به جلسه‌اي فراخوانده تا براي اتخاذ تدابير لازم جهت بهره‌برداري سياسي از مجالس برنامه‌ ريزي كنند

علامه طباطبایی
علامه طباطبائی رضوان الله علیه در ۲۹ ذی القعده سنه ۱۳۲۱ق در روستای شادگان از توابع تبریز متولد شدند؛ آباء و اجداد ایشان همگی تا چهارده پشت از علمای اعلام بوده اند. در سن ۵ سالگی ایشان مادرشان و در سن ۹ سالگی پدرشان بدرود حیاط می گویند و از آنها اولادی جر ایشان و برادر کوچک ترشان به نام سید محمد حسن کسی دیگر باقی نمی ماند. ایشان در سنه ۱۳۴۴ق به نجف اشرف عزیمت نمودند و مدت ده سال درآنجا ماندگار شدند پس از نیل به مقام اجتهاد به تبریز و در ۱۳۶۵ به بلده قم هجرت نمودند و مدت طولانی به تدریس و تالیف و … مشغول بودند و صبح ۱۸ محرم الحرام ۱۴۰۲ق به سرای ابدی انتقال یافت.علامه طهرانی(ره) نقل میکنند: چون به منزل ایشان وارد شدیم دیدیم این رجل معروف و مشهور همان سیدی است که همه روزه در کوچه ها، در بین راه او را می دیدیم و ابدا فکر نمی کردیم که او اهل علم باشد،فضلا از تبحر در علوم. او با عمامه ای بسیار کوچک از کرباس آبی رنگ و تگمه های باز قبا و بدون جوراب با لباس کمتر از معمول، درکوچه های قم تردد داشت. گفت و گو و سخن از اطراف و جوانب پیش آمد؛ دیدیم نه، واقعا این مرد جهانی است.
بی خواص
فردی گفت : ما أجود طلحة؟ طلحة بن عبیدالله چقدر جواد و بخشنده است ؟ لابد پولی به کسی داده بود ، یا به کسانی محبت کرده بود . یک مزرعه ی خیلی بزرگ به نام نشاستج در نزدیکی کوفه بوده است که این مزرعه ی بزرگ کوفه ، ملک طلحه ی صحابی پیامبر بوده است . گفتند کسی که چنین ملکی دارد ، باید هم بخشنده باشد ! اگر من مثل او نشتاسج را داشتم گشایش مهمی در زندگی شما پدید می آوردم ؛ چیزی نیست که می گویید او جواد است !حال شما این را با زهد زمان پیامبرصل الله علیه و آله و سلم و زهد اوایل بعد از رحلت پیامبرصل الله علیه و آله و سلم مقایسه کنید و ببینید که بزرگان و امراو صحابه در آن چند سال چگونه زندگی ای داشتند و به دنیا با چه چشمی نگاه می کردند . حالا بعد از گذشت ده ، پانزده سال وضع به اینجا رسیده است
بیوگرافی: از نخستین اصحاب پیامبر اکرم صل الله علیه و آله و سلم ملقب به طلحة الخیر و طلحة الجود عضو شورای شش نفره تعیین خلیفه پس از مرگ خلیفه دوم از اولین بیعت کنندگان با اامیرالمونین علیه السلام پس از قتل عثمان از پیمان شکنان با امیرالمومنین و برپا کنندگان فتنه جمل

حضرت مسلم ، شب اول

كشتن مسلم را به «بكربن حمران احمرى‏» سپردند، كسى كه در درگيريها از ناحيه سر و شانه با شمشير مسلم‏بن عقيل مجروح شده بود. مامور شد كه مسلم را به بام «دارالاماره‏» ببرد و گردنش را بزند و پيكرش را بر زمين اندازد. مسلم را به بالاى دارالاماره مى‏بردند، در حالى كه نام خدا بر زبانش بود، تكبير مى‏گفت، خدا را تسبيح مى‏كرد و بر پيامبر خدا و فرشتگان الهى درود مى‏فرستاد و مى‏گفت: خدايا! تو خود ميان ما و اين فريبكاران نيرنگ‏باز كه دست از يارى ما كشيدند، حكم كن!جمعيتى فراوان، بيرون كاخ، در انتظار فرجام اين برنامه بودند. مسلم، چون كوهى استوار،مصمم و مطمئن، دريا دل و شكيبا، بر فراز قصر خيانت و ستم بود. نگاهش به افق حقيقت‏بود، و به راه پاك و خونينى كه هزاران شهيد، جان خود را در آن راه به خداوند هديه كرده‏اند.شكوه و عظمت مسلم در آن اوج و بر فراز آن سكوى شهادت و معراج، ديدنى بود. گرچه آنان، اين قهرمان اسير و دست‏بسته را با تحقير و توهين براى كشتن به آن بالا برده بودند، ليكن عزت مرگ شرافتمندانه در راه حق، چيز ديگرى است كه ديده‏هاى بصير و دلهاى آگاه، شكوهش را مى‏يابند. مسلم را رو به بازار كفاشان نشاندند. با ضربت‏شمشير، سر از بدنش جدا كردند، و… پيكر خونين اين شهيد آزاده و شجاع را از آن بالا به پايين انداختند و مردم نيز هلهله و سروصداى زيادى به پا كردند. (شيخ مفيد، ارشاد، ج‏۲، ص‏۶۴٫)

 

ضیافت بلا

یکی از مهم ترین عوامل موفقیت انسان، ابتلائات الهی است که متناسب با موقعیت عبد، و برای رشد معنوی او فراهم می گردد. . لذا جا دارد که از ابتلائات الهی، به عنوان بهترین نردبان سیر و سلوک نام ببریم.بلا برای اولیای خدا باعث ترفیع درجه است؛ مانند بلایی که برای سیدالشهدا(ع) پیش آمد؛ این بلاها برای مؤمن، رحمت و ابزار سیر و سلوک است، اما برای کافر، تماماً عقوبت محسوب می شود. ظرفیت بلاها نیز متفاوت است. بعضی از بلاها فقط صاحب بلا را نجات می دهد؛ اما بعضی از بلاها، برای صاحب بلا «ضیافت» و برای دیگران «عامل نجات» است. بعضی انسان ها ظرفیت تهذیب تاریخی دارند. در کتاب شریف کافی آمده است:«إِنَّ اللَّهَ لَیَدْفَعُ بِالْمُؤْمِنِ الْوَاحِدِ عَنِ الْقَرْیَهِ الْفَنَاءَ»؛ یعنی گاهی صبر یک مؤمن، عامل نجات یک قوم می شود؛ هم چنان که تحمّل حضرت یوسف(ع) در مقابل آن بلای بزرگ، یک قوم را از گرسنگی و مرگ و بت پرستی نجات داد.صبر مبلغین دین در «بلاها»، «ترک معصیت» و «انجام طاعات»، هم عامل رشد خودشان و هم عامل نجات یک ملت و مجرای عنایت حضرت حق می شود. مهم ترین وسیله ی سلوک، توجه به بلای اولیای خدا و به ویژه اعظم بلاها و ابتلائات، یعنی مصیبت سیدالشهدا(ع) است؛حتی انبیای اولوالعزم(ع) نیز از این ابتلا بهره برده و به واسطه ی آن رشد کرده اند .


نظر بدهید